بعد از حادثه ی ریزش بهمن که متاسفانه منجر به درگذشت ۸ نفر از هموطنانمان شد، فضای مجازی و کوه نویسی کشورمان، تحت تاثیر وقوع چنین حادثه ای، پر شد از پیام های تسلیت، شرح های مختلفی از وقوع حادثه و  درج مطالب نقدگونه و بعضا تخریبی.

متاسفانه آن چیزی که این چند روز در فضا کوه نویسی شاهد آن هستیم، نقدهای بی پایه و اساس توسط چندین وبلاگ کوه نوردیست! که بنا بر اطلاعات نادرست و ناکافی، بعضا براساس گمانه زنی ها، نظرات نامشخص و مجهول الهویه از سوی شخصیت های مجازی که خود را بازمانده ای از این حادثه می دانند، مورد استناد واقع شده و تحلیل های شخصی و غیرعلمی را در وبلاگ هایشان منتشر می کنند.

منظور نگارنده ی این متن، بازگو کردن این مطلب است که آیا بهتر نیست، کمی صبر و شکیبایی را پیشه سازیم تا کارشناسان و صاحب نظران این رشته ورزشی، با جمع آوری دلایل و مدارک لازم و با استناد به مطالب و اطلاعات جمع آوری شده، به نتیجه گیری و قضاوت بپردازند و باشگاه، گروه یا فردی را، مقصر معرفی نمایند؟ آیا ما به عنوان وب نویسان فضای مجازی در جایگاهی از نظر مطلع بودن از تمام جوانب این حادثه قرار داریم که به همین راحتی به قضاوت و صدور حکم بپردازیم؟

در راستای نشر چنین مطالبی، از همان ساعات اولیه وقوع این حادثه دو وبلاگ کوه نوردی، با انتشار مطالب پی در پی به موضع گیری و معرفی مقصر این حادثه پرداختند. در روزهای آتی وبلاگ های دیگر با حمایت کورکورانه به بازانتشار این گونه مطالب با رنگ و لعابی متفاوت اقدام کردند. سوال نگارنده اینجاست که آیا دلایل و موارد مورد استناد شما که تنها چند نظر از سوی افراد نامشخص و مجهول الهویه که خود را بازمانده این حادثه معرفی میکنند و گمانه زنی ها و خیال بافی ها از چگونگی وقوع این حادثه است، می توانند گزینه های کافی و قابل استنادی برای نتیجه گیری باشند؟ نکته قابل تامل دیگر این است که آیا با گذشت تنها چند روز از وقوع این حادثه، می شود تمام جوانب وقوع چنین حادثه ای را بررسی کرد و تحلیل یا نقدی را انجام داد؟

نگارنده در پایان عاجزا خواهش مند است کمی با بصیرت، به انتشار مطالب خود در فضای مجازی اقدام  کنیم. شاید همین نتیجه گیری نادرست از سوی ما، باعث برداشت های نادرست خوانندگان از چگونگی وقوع این حادثه شود. کمی حرفه ای تر باشیم و از انتشار نقدهای بی پایه و اساس و تخریب گونه در فضای مجازی بپرهیزیم.

نویسنده: محمّد چیتگرها