پیشنهاد میکنیم قبل از خواندن این مطلب، بخش اول آن را مطالعه فرمایید. تردیدی نیست که نمی توان موضوع راهبری (سرپرستی) را همچون جزیره ای، از اقیانوس کوه نوردی جدا کرد و به تحلیل آن نشست. اگر هدفمان بررسی درست و دقیق این مبحث باشد، نخست دست یابی به درکی مشترک از کلیات فعالیتی به نام "کوه نوردی" الزامی است. همه روزه افراد بی شماری به کوهستان می روند و بسیاری از آنان نام "کوه نورد" بر پیشانی دارند، ولی چند درصد آنان واقعا کوه نوردند؟ به این پرسش نمی توان پاسخ داد مگر اینکه پیش تر "کوه نوردی" را برای خود تعریف کرده باشیم. رفتن به کوهستان برای برخی جنبه تفریح دارد و برای عده ای بازی است. برای بعضی ورزش است و برای عده ای شغل و منبع درآمد. برای برخی نیز فراتر از همه ی اینهاست. حتی فراتر از جدی ترین مسائل زندگی همچون کار، تحصیل و خانواده! در برخی از این رویکردها، اصولا بحث راهبری مطرح نیست.

میان دو سر طیف بالا یعنی فعالیت صرفا تفریحی در یک سو و کوه نوردی به عنوان حرفه یا هدف زندگی در سوی دیگر، حد میانه ای هست که کوه نوردی را کما بیش در چارچوب یک فعالیت ورزشی جای می دهد. در این رویکرد کوه نوردی مانند عموم ورزشها موجب بهبود و ارتقاء آمادگی جسمانی می شود، با احساس رضایت و لذت همراه است، نیاز به فنون و مهارتهایی دارد که باید آموخته شود، موجب انگیزش می شود، رقابت در سرشت آن است و در شکل های جدی آن، احتمال آسیب بالا می رود. روی سخن با کوه روهایی نیست که تنها برای تفریح و کاهش وزن به کوهستان می روند. با آنهایی که کوه نوردی منبع درآمد یا هدف زندگی یا مرام و مسلک آنهاست، نیز کاری نداریم. مخاطب این نوشتار، کسانی هستند که کوه نوردی را به عنوان رشته ی ورزشی خود برگزیده اند. "زنجیره ی مباحث راهبری" را با همین نگرش به همه ی کسانی تقدیم میکنم که کوه نوردی، رشته ی ورزشی آنهاست. امیدوارم سوذمند باشد.

بخش های دیگر این مقاله در روزهای آینده در کوه نیوز قرار داده می شود ... (ادامه دارد)

نویسنده: دکتر ابوالفضل جوادی