گاهی تیم در ضمن برنامه دچار رخدادهای ناخوشایند و یا وضعیتهای خطرناک می شود. در این صورت هدف اولیه تیم (صعود) به هدفی مهمتر (بقا یا نجات) بدل می گردد. طبیعی است که نقش راهبر نیز به همین سیاق تغییر می کند و وظیفه اش به عنوان تصمیم گیرنده نهایی بسیار حساس و دشوار می شود.

در هنگام بروز سانحه، به هیچ وجه نباید زمان را از دست داد. برای نجات مصدوم، اقدام فوری و موثر ضروری است که باید توسط راهبری آموزش دیده و باتجربه هدایت شود. در این موارد ممکن است ضروری ترین کار، تعویض راهبر تیم باشد زیرا فرایند نجات، پیچیدگیها و ظرافتهای خاص خود را دارد. راهبر باید حتی الامکان آزاد باشد و در گیر کارهای اجرایی نشود تا بتواند با آکاهی و تسلط به همه مسائل، تیم را هدایت نماید. راهبری در شرایط بحرانی، بر سه قانون اصلی نجات استوار است:

  • ایمنی اعضا اولویت اول و حتی مهمتر از نجات مصدومان است.
  • کلیه اقدامات ضروری باید بسرعت اما با خونسردی و آرامش انجام گیرد
  • هنگام بحران باید از شیوه های تمرین شده استفاده کرد زیرا فرایند نجات، زمان تجربه کردن روشهای تازه نیست.

در هنگام سانحه، نتیجه کار عمدتا به چگونگی کارکرد اعضا و بویژه راهبر تیم بستگی دارد. در این شرایط، عاقلانه ترین کار این است که راهبر بر پایه ی دانش و تجربه ی خود طرح عملیات را بریزد و آن را با حداکثر ایمنی، کرایی و اثر بخشی اجرا نماید. اگر به بخشهای آغازین این نوشتار برگردیم، به یاد می آوریم که برای مشارکت اعضا در تصمیم گیری، یک استثنا قائل شدیم. آن استثنا همین شرایط بحرانی است. یعنی در هنگام بروز سانحه، راهبری بصورت کاملا متمرکز، به شکل فرماندهی نظامی اعمال می شود زیرا برای صرفه جویی در وقت و حفظ «زمان طلایی» راه دیگری وجود ندارد. متاسفانه در کوه نوردی ما، این استثنا تبدیل به قاعده شده است. در شرایط بحرانی، راهبر باید همواره حداقل یک مرحله از تیم جلوتر باشد و ضمن اجرای اقدامات یک مرحله، عملیات مرحله بعد را در ذهن خود طراحی نماید. ناگفته پیداست که فرایند نجات، بویژه در کوهستان کاری سنگین، پیچیده و تخصصی است که نیاز به مهارتهای ویژه و آمادگی جسمی و روانی بسیار خوب دارد.

ادامه دارد ... تنها ۲ قسمت دیگر باقیست