زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش یکم: پیش گفتار)

کوه نوردی در کشور ما بدل به یک فعالیت مخاطره آمیز شده است. میزان سوانح کوه نوردی در مقایسه با عرف جهانی، روز به روز بیشتر می شود. نا متناسب بودن سوانح با سطح فنی برنامه ها نیز جای اندیشه ی بسیار دارد. به این معنی که گاه برنامه هایی که قاعدتا باید کمترین میزان ریسک را داشته باشد، به فاجعه می انجامد. این وضعیت، یک رکورد تاسف بار است که اگر آن را تحلیل کنیم. دلایل بسیاری برای آن خواهیم یافت. دلایلی که شاید «کمبود آموزش» در رأس آنها باشد. فقر کمی و کیفی دوره های آموزشی، به تقریب در همه زمینه های وابسته به کوه نوردی به چشم می خورد اما با اطمینان می توان گفت خطرناک ترین نوع آن، کمبود آموزش در حوزه ی راهبری برنامه های کوه نوردی است. در حالی که سرپرست نقش تعیین کننده در ایمنی برنامه، پیشگیری از بروز سانحه و واکنش مناسب به رخدادهای ناخوشایند دارد، در سطح کشور عملا هیچ آموزشی در این زمینه در دسترس نیست. راستی چگونه است که حتی برای پاگذاشتن به دامن طبیعت باید دوره ی کارآموزی دید ولی برای هدایت تیم در پیچیده ترین صعودهای بلند، هیچ شرطی لازم نیست؟ چگونه مسئولیتی به این سنگینی را می توان به کسی داد که هیچ آموزشی در این زمینه ندیده است؟ شاید گفته شود این مسئولیت تنها به کوه نوردان با تجربه واگذار می گردد. البته، تجربه بسیار ارزشمند است ولی متاسفانه قابل اندازه گیری نیست. تجربه ای که یک نفر در سالی بدست می آورد، دیگری تا پایان عمر هم کسب نمی کند. بعلاوه از کجا می توان دریافت که تجربه ی یک کوه نورد در حد یک برنامه ی پنج هزار متری است یا یک صعود هشت هزار متری؟

در ... زنجیره ی مباحث راهبری (سرپرستی) تلاش شده است تا مهمترین مبانی نظری راهبری بطور خلاصه مورد بررسی قرار گیرد. به یاد داشته باشیم که راهبری در نهایت، مجموعه ای از رفتارها و مهارتهای علمی است که با تمرین پیوسته به دست می آید و مطالعه ی کتاب و مقاله، تنها نقطه ی آغاز این فرآیند است. پیشاپیش بخاطر لغزشهای احتمالی پوزش می خواهم و از همه ی بزرگان صاحب نظر در خواست راهنمایی و روشنگری دارم.

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش دوم: کوه نوردی، ورزش یا ...؟)

تردیدی نیست که نمی توان موضوع راهبری (سرپرستی) را همچون جزیره ای، از اقیانوس کوه نوردی جدا کرد و به تحلیل آن نشست. اگر هدفمان بررسی درست و دقیق این مبحث باشد، نخست دست یابی به درکی مشترک از کلیات فعالیتی به نام "کوه نوردی" الزامی است. همه روزه افراد بی شماری به کوهستان می روند و بسیاری از آنان نام "کوه نورد" بر پیشانی دارند، ولی چند درصد آنان واقعا کوه نوردند؟ به این پرسش نمی توان پاسخ داد مگر اینکه پیش تر "کوه نوردی" را برای خود تعریف کرده باشیم. رفتن به کوهستان برای برخی جنبه تفریح دارد و برای عده ای بازی است. برای بعضی ورزش است و برای عده ای شغل و منبع درآمد. برای برخی نیز فراتر از همه ی اینهاست. حتی فراتر از جدی ترین مسائل زندگی همچون کار، تحصیل و خانواده! در برخی از این رویکردها، اصولا بحث راهبری مطرح نیست.

میان دو سر طیف بالا یعنی فعالیت صرفا تفریحی در یک سو و کوه نوردی به عنوان حرفه یا هدف زندگی در سوی دیگر، حد میانه ای هست که کوه نوردی را کما بیش در چارچوب یک فعالیت ورزشی جای می دهد. در این رویکرد کوه نوردی مانند عموم ورزشها موجب بهبود و ارتقاء آمادگی جسمانی می شود، با احساس رضایت و لذت همراه است، نیاز به فنون و مهارتهایی دارد که باید آموخته شود، موجب انگیزش می شود، رقابت در سرشت آن است و در شکل های جدی آن، احتمال آسیب بالا می رود. روی سخن با کوه روهایی نیست که تنها برای تفریح و کاهش وزن به کوهستان می روند. با آنهایی که کوه نوردی منبع درآمد یا هدف زندگی یا مرام و مسلک آنهاست، نیز کاری نداریم. مخاطب این نوشتار، کسانی هستند که کوه نوردی را به عنوان رشته ی ورزشی خود برگزیده اند. "زنجیره ی مباحث راهبری" را با همین نگرش به همه ی کسانی تقدیم میکنم که کوه نوردی، رشته ی ورزشی آنهاست. امیدوارم سوذمند باشد.

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش سوم: کوه نوردی، فردی یا گروهی؟)

در نوشتار پیشین، رویکردهای گوناگون به کوه نوردی مورد بررسی قرار گرفت و قرار شد که چارچوب پذیرفته ی ما برای بحث در مورد راهبری (سرپرستی)، کوه نوردی به عنوان یک "رشته ی ورزشی" باشد، نه چیز دیگر! یادآوری می کنم که این تلّقی به معنی نفی کوه نوردی به عنوان تفریح، شغل یا هدف زندگی نیست، گرچه شخصا به دلایلی با نان خوردن از کوه نوردی مخالفم. تکرار می کنم که مباحث راهبری، تنها به درد کسانی می خورد که کوه نوردی، رشته ی ورزشی آنهاست.

از آنجایی که راهبری و هدایت گروه تنها در فعالیتهای گروهی معنا می یابد، نخست باید به این پرسش کلیدی پاسخ دهیم که کوه نوردی ورزشی گروهی است یا فردی؟ بر این باورم که هم می توان تنها به کوه رفت، هم گروهی. هم میتوان سریع صعود کرد، هم آرام. هم می توان سبکبار و «برهنه» بالا رفت، هم با تجهیزات کامل. اصلا جاذبه ویژه و منحصر به فرد کوه نوردی در همین گستردگی و جورا جوری آن است. نباید این ویژگی را از کوه نوردی گرفت و آن را به سلیقه ی شخصی خود محدود کرد. در یکی از برنامه های بلند، توجهم به کوه نوردی جلب شد که ضمن صعود، سرعت خوبی داشت. ضمن پرس و جو درباره ی پیشینه ی کوه نوردی وی، دریافتم که صعود های انفرادی شاخص و در خور تحسینی داشته است. اما در آن برنامه، فرد مذکور در برقراری ارتباط با دیگران و هماهنگی با گروه، بشدت ضعف نشان می داد و پیوسته موجب برخوردهایی در تیم می شد. بعلاوه آمادگی و سرعت صعود وی نه تنها کمکی به تیم نمی کرد، بلکه عامل بروز ناهماهنگی و فرو پاشی در تیم بود ... .

چه بسا کسانی که صرفا برای صعود های انفرادی ساخته شده اند و چه بسا کسانی که توانمندیشان تنها در صعود های گروهی مجال بروز می یابد. پس کوه نوردی در سرشت خود نه صرفا فردی است نه مطلقا گروهی. این ماییم که بسته به ذوق، سلیقه و شخصیت مان باید ببینیم مناسب کدام گونه از کوه نوردی هستیم. وقتی بتنهایی صعود می کنیم، تصمیم گیری بسیار آسان است. اما در قالب گروه، سهم مان در تصمیم گیری با شمار اعضای گروه نسبت عکس دارد. البته ساختار گروه، روابط حاکم بر آن و چگونگی هدایت گروه بر سهم هر عضو در روند تصمیم گیری تاثیر می گذارند. پس مباحث راهبری برای کسانی که به کوه نوردی به عنوان ورزشی گروهی می نگرند ارزش ویژه دارد، گرچه بسیاری از مهارتهای راهبری در صعودهای تنها نیز به کار می آیند. نوشتار بعدی به بررسی ساختارهای گوناگون کوه نوردی جمعی می پردازد.

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش چهارم: جوخه، گروه یا تیم؟)

در بخش پیشین، نگرش خود را به ورزش کوه نوردی بررسی کردیم و پذیرفتیم که مباحث راهبری برای کسانی واجد اهمیت است که به کوه نوردی گروهی باور دارند. حال باید دید چارچوب مناسب و ساختار متناسب برای کوه نوردی گروهی کدام است؟ مهمترین چالش در روند تعیین سازوکار راهبری، تعیین ساختار مناسب برای این ورزش است. در یک رویکرد کلی، مناسب ترین ساختار آن است که

  1. بالاترین ضریب ایمنی را پدید آورد.
  2. احتمال موفقیت را به حداکثر برساند.
  3. آسان ترین شرایط و لذت بخش ترین اوقات را فراهم آورد.

حال ببینیم گزینه های در دسترس برای پرداختن به کوه نوردی جمعی کدامند. در مجموع سه رویکرد عمده نسبت به ساختار یک تشکل کوه نوردی وجود دارد:

الف) رویکرد نظامی: این نگرش ریشه در سالهای پیش از انقلاب اسلامی و نخستین سالهای پس از آن دارد. دوره ای که گروهکهای سیاسی ـ نظامی از ورزش کوه نوردی به عنوان سرپوشی برای سربازگیری و آماده سازی نیروهای خود سوء استفاده می کردند. در این رویکرد به مجموعه ی کوه نوردان به عنوان یک جوخه نظامی نگرسته می شد که شامل عده ای "سرباز" و یک "فرمانده" بود. این ساختار، کاملا مناسب حال این گروهکها بود که می خواستند اطاعت کورکورانه را در ذهن نیروهای خود جا بیندازند. خوشبختانه با اضمحلال گروهکهای مزبور، این رویکرد رنگ باخت. البته رسوبات این طرز فکر، هنوز در ذهن برخی کوه نوردان سنّتی باقی است و بویژه در صعودهای بلند، خود را به رخ می کشد.

ب) رویکرد گروهی: ریشه واژه ی گروه، کلمه ایتالیایی "Gruppo" است که نخست به معنی «گره خوردگی» بوده و سپس به مفهوم «گردهمایی _ تجمع» به خود گرفته است. گروه شامل افرادی است که با یکدیگر روابط متقابل و ارزشهای رفتاری مشترک دارند (بروس کوئن _ درآمدی بر جامعه شناسی). بنا بر تعریفی فراگیرتر، گروه در برگیرنده ی افرادی است که روابط و وابستگی متقابل و اهداف مشترک دارند (رابینز _ ۱۹۹۸). یادمان باشد که موضوع بحث، ماهیت تشکلهای کوه نوردی است نه عنوان آنها.

ج) رویکرد تیمی: تیم یک گروه کاری نسبتا همیشگی است که اعضای آن هدف مشترکی دارند، به یکدیگر وابسته اند و به عنوان یک مجموعه مسئولیت دارند (کوک وها نزاکر _ مدیریت و رفتار سازمانی). در تعریف تیم، سه نکته ی کلیدی هست:

الف) تیم حداقل دو عضو دارد.

ب) اعضای تیم، تعامل یا میان کنش مداوم دارند و کارها را بصورت هماهنگ انجام می دهند.

ج) اعضای تیم هدف مشترک دارند.

متاسفانه تاکتون واژه ی فارسی مناسبی برای "تیم" ساخته نشده است. بسیاری از تشکلهای کوه نوردی عنوان گروه، باشگاه، انجمن و ... دارند اما در نهایت، تمامی آنها در یکی از قالبهای دوگانه گروه یا تیم جای می گیرند.

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش پنجم: گروه کوه نوردی - 1)

در نوشتار پیشین، رویکردهای نظامی، گروهی و تیمی را بررسی کردیم. از آنجایی که رویکرد نظامی تناسبی با فعالیتهای ورزشی ندارد، ساختار مناسب برای کوه نوردی را باید میان دو گزینه ی «گروه» و «تیم» جست. موضوع این بخش، رویکرد گروهی به کوه نوردی است.

ویژگیهای گروه:

  • وجود آرمان یا هدف مشترک
  • عضویت قابل تعریف
  • وجود آگاهی و تعهد گروهی
  • وابستگی و یاری متقابل
  • ...

عوامل موثر بر کارکرد گروه:

اندازه گروه: هر چه گروه بزرگتر باشد، فاصله میان اعضا و راهبر گروه بیشتر می شود و احتمال اختلاف و دوگانگی بالاتر می رود. علت تمایل برخی اعضا به هدایت گروه و خودداری برخی دیگر از مشارکت در این امر است. در گروههای بزرگتر، حجم مقررات رسمی، زمان لازم برای تصمیم گیری و احتمال جناح بندی نیز افزایش می یابد.

ترکیب اعضا: دو عامل ویژگیهای شخصی و نقش پذیری، نقطه ی متقابل یکدیگرند. اگر نقش پذیری (وظیفه مداری و رابطه مداری) پررنگتر باشد، گروه موفق می شود و اگر ویژگیهای فردی (خویشتن مداری) چیره باشد، گروه با ناکامی روبرو می گردد.

هدفها و هنجارها: هدفهای گروه از عوامل مهم موثر بر کارایی آن هستند. هدفها باید واقع گرایانه، قابل حصول، برانگیزنده و سازگاز باشند. هنجارها، ارزشهای نانوشته ولی مورد پذیرش اعضای گروهند که باید با هدفها هماهنگ باشند.

همبستگی: میزان همبستگی در گروه، به میزان انطباق اهداف گروهی و شخصی اعضا بستگی دارد. تمایل به حضور در یک گروه، موجب پذیرش اهداف گروه و پیدایش «اندیشه ی گروهی» می شود.

راهبری: سرپرست غیر رسمی هر گروه، معمولا با تجربه ترین، با نفوذترین و معتمدترین عضو آن است. رفتار این فرد و برخوردهای وی با مسائل و مشکلات گروه، اثری تعیین کننده بر کارایی گروه دارد.

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش ششم: گروه کوه نوردی - 2)

در مبحث پیشین، موضوعاتی همچون ویژگیهای گروه، عوامل موثر بر کارکرد آن، اهداف و هنجارهای گروه، همبستگی گروهی و راهبری گروه مورد بررسی قرار گرفت. در این بخش، مراحل رشد گروه و عوامل موفقیت آن را مرور می کنیم.

مراحل رشد گروه: گروه های کوه نوردی نیز مانند هر گروه دیگر، چند مرحله را پشت سر می گذارند.

  1. مرحله ی شکل گیری: در این گام، برخی اعضای اولیه ی گروه یکدیگر را شناخته، برای فعالیت، محورهای مشترکی پدید می آوردند.
  2. مرحله ی رشد: در این مرحله، اعضای گروه تلاش می کنند، انسجام و یکپارچگی لازم را برای حرکت به سوی هدف مشترک پدید آورند.
  3. برقراری ضوابط: در این گام: تلاش می شود تا چارچوبی رسمی و مدون برای همکاری و تعامل درون گروهی پدید آید.
  4. بهبود کارکرد: در این دوره از رشد گروه، کوششها معطوف به توسعه و گسترش یکپارچگی و هماهنگی میان اعضا و راهبری گروه است.
  5. پایان ماموریت (انحلال): هر گروهی پس از دستیابی به هدفهای تعیین شده، فلسفه وجودی خود را از دست می دهد. در این حالت یا گروه خود را منحل می کند یا رو به اضمحلال می رود.

نکته: دو راه حل برای جلوگیری از انحلال یا اضمحلال گروه وجود دارد:

الف) تیم سازی و ارتقاء ساختار گروه

ب) توسعه گروه و تعیین چشم اندازها و اهداف تازه

اثر بخشی گروه، وابسته به حضور عوامل زیر است (مولینز ـ ۱۹۹۹)

  • اعتقاد به هدفهای مشترک
  • احساس تعهد نسبت به گروه
  • پذیرش ارزشها و هنجارهای گروه
  • وجود حسّ اعتماد متقابل در گروه
  • تصمیم گیری به روش اجماع (اتفاق نظر)
  • جریان آزاد اطلاعات در گروه
  • وجود فضای باز برای نقد و مخالفت
  • حل و فصل اختلافات توسط اعضای گروه
  • ناچیز بودن خطاها و مشاجرات

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش هفتم: تیم کوه نوردی)

در دو نوشتار پیش، درباره ی ساختار گروه کوه نوردی بحث کردیم. در این بخش به بررسی "تیم" می پردازیم. در یک نگرش کلی، باید گفت که " تیم" همه ویژگی های "گروه" را دارد. اما علاوه بر آن اختصاصاتی دارد که گروه فاقد آن است. تیمها معمولا کوچکتر از گروهها هستند، عمر آنها درازتر است و اعضای آنها با طرح و نقشه ی قبلی ـ بصورتی که ظرفیتها و مهارتهایشان کامل کننده یکدیگر باشند - انتخاب می شوند.

تفاوتهای تیم و گروه:

  • تصمیم گیری در تیم با تبادل نظر و رسیدن به اجماع صورت می گیرد ولی در گروه، روش تصمیم گیری آمرانه برقرار است.
  • مهارتها و تخصصهای اعضای تیم، مکمل یکدیگر است ولی در گروه چنین نیست و مهارتها بصورت تصادفی کنار هم قرار می گیرند.
  • تیم بصورت یک کّل یکپارچه مسئولیتی را به عهده می گیرد ولی گروه، مجموعه ای از افراد جداگانه است که هر یک مسئولیت کار خود را به عهده دارد.
  • حاصل کار تیم بمراتب بالاتر از مجموع کارکردهای اعضای آن است ولی عملکرد گروه در بهترین حالت حاصل جمع کارکردهای اعضای آن و گاهی از این هم کمتر است.
  • پاسخ گویی در تیم، فردی و جمعی است ولی در گروه فقط یک نفر پاسخگو است.
  • در تیم درجاتی از عدم تمرکز راهبری دیده می شود حال آنکه در گروه، راهبری متمرکز است.
  • بحث و تبادل نظر تیم، روندی مستمر و همیشگی است ولی در گروه بصورت موردی و تصادفی است. 
  • تصمیم گیری برای حل کردن مشکلات تیم، توسط اعضا صورت می گیرد ولی در گروه، معمولا وابسته به رده های بالاتر تصمیم گیری است.

حال با توجه به تفاوتهای بالا بسادگی می توان دریافت که تشکلهای گوناگون کوه نوردی در برنامه های مختلف، گروهی عمل می کنند یا تیمی. همچنین با توجه به تفاوتهای بالا می توان نتیجه گرفت که ساختار تیمی می تواند بمراتب موفق تر و موثرتر از ساختار گروهی باشد. به بیان ساده تر، کوه نوردانی که در یک دسته کوچک ولی با ترکیب ثابت و با شناخت کامل از تواناییها و محدودیتهای یکدیگر به کوه نوردی می پردازند و برای تصمیم گیری  از تمامی ظرفیتها و تجارب موجود در تیم استفاده می کنند، به موفقیت های بزرگی دست می یابند. مهمترین مزایای ساختار تیمی را می توان چنین برشمرد:

هم افزایی (synergy): این مهمترین برتری تیم بر گروه است. محصول نهایی عملکرد تیم بمراتب فراتر ار مجموع کارکردهای اعضای آن است. ویژگی هم افزایی در گروه دیده نمی شود.

هماهنگی: ارتباطات و تعاملات عمیق و گسترده ی میان اعضای تیم موجب بهبود هماهنگی و افزایش سطح مهارت و تجربه می گردد.

انعطاف: تقسیم کار درتیم، خشک و جامد نیست و بین اعضای آن همکاری و همیاری برقرار است.

تعهّد: سطح تعهّد اعضای تیم و میزان رضایت آنها از فعالیت با هم، بمراتب بیش از گروه است.


بخش های دیگر این مقاله در روزهای آینده در کوه نیوز قرار داده می شود ... (ادامه دارد)

درج شده در کوه نیوز | به قلم: دکتر ابوالفضل جوادی