بخش نوزدهم (۱۹): ترتیب رخدادها

بخش های قبل را می توانید در این صفحه بخوانید. بخش نوزدهم (ترتیب رخدادها): صعود چگونه انجام می گیرد؟ اقداماتی که یک راهبر برای رسیدن به اهداف تیم انجام می دهد تابع چه ترتیب و منطقی است؟ یادمان باشد که نقطه آغاز فرایند صعود، لزوما راهبر تیم نیست.

ادامه نوشته

بخش هجدهم (۱۸): راهبری در بحران

بخش های قبل را در این صفحه بخوانید. (بخش هجدهم): گاهی تیم در ضمن برنامه دچار رخدادهای ناخوشایند و یا وضعیتهای خطرناک می شود. در این صورت هدف اولیه تیم (صعود) به هدفی مهمتر (بقا یا نجات) بدل می گردد. طبیعی است که نقش راهبر نیز به همین سیاق تغییر می کند و وظیفه اش به عنوان تصمیم گیرنده نهایی بسیار حساس و دشوار می شود.

ادامه نوشته

بخش هفدهم (۱۷): ویژگیهای راهبر

بخش هفدهم (۱۷) از سلسله مقالات اصول راهبری و سرپرستی را در کوه نیوز خواهید خواند. بخش های قبلی این مقاله در این لینک قابل مشاهده است. یک راهبر برای انجام مسئولیتها و وظایف خود در تیم، نیاز به کسب ویژگیهای بسیاری دارد که به مهمترین آنها به طور خلاصه اشاره خواهد شد.

ادامه نوشته

بخش ۱۵ و ۱۶: شیوه های راهبری و مسئولیتهای راهبر

بخش های پیشین این نوشتار را می توانید در این لینک مطالعه فرمایید. بخش ۱۵ و ۱۶:دو ویژگی عمده و جداگانه، در زمینه ی شیوه راهبری تیم وجود دارد که چگونگی کارکرد هر راهبر، بر پایه ی میزان تاکید بر آن دو معیّن می گردد.

ادامه نوشته

بخش ۱۳ و ۱۴: مهارتهای راهبری

بخش های قبلی این مقاله را در این لینک پیگیری کنید. بخش سیزدهم و چهاردهم: مهارتهای ضروری برای راهبری تیم، بی شمارند. برخی از این مهارتهای عمده و کلیدی و برخی دیگر در مقایسه با آنها، کم اهمیت تر هستند. از مهمترین مهارتهایی که راهبر باید واجد آنها باشد، می توان به موارد زیر اشاره کرد.

ادامه نوشته

بخش دوازدهم: دانش راهبری

قسمت های قبلی این مقاله را در این قسمت مطالعه فرمایید. قسمت دوازدهم: یک راهبر برای بهبود و توسعه ی کارایی و مهارتش، نیاز به دانشهایی دارد که می توان آنها را در سه گروه عمده دسته بندی کرد: 1) دانش فنی: این دانش شامل شناخت تجهیزات کوه نوردی، کوهستان و مسیر صعود، آب و هوا، اصول تغذیه، کمکهای اولیه، پیمایش و جهت یابی، اردوزنی، بقا در شرایط دشوار و ... می گردد.

ادامه نوشته

بخش یازدهم: (از کوه نورد تا راهبر)

می دانیم که هر کوه نورد در تیم، دو نقش اساسی دارد: نخست باید وظایف خود را به عنوان عضو تیم، بخوبی انجام دهد و در ضمن کاملا مراقب سلامت و امنیت خود باشد (خود راهبری) و در مرحله بعد باید مهارتها و تجارب خود را در اختیار راهبر بگذارد و در روند تصمیم گیری مشارکت نماید. 

ادامه نوشته

بخش دهم: (گامهای راهبری)

در نوشتار پیشین دریافتیم که رهبران بالقوه، می توانند با کسب دانش، مهارت و تجربه ی کافی، ظرفیت هدایت تیم را در عمل بدست آورند. راهبر خوب کسی است که به محدودیت های خویش آگاه باشد و همواره برای چیرگی بر آنها و بهبود ظرفیتهای خود تلاش کند. راهبری را می توان خرید یا با گواهی بدست آورد، بلکه باید ضمن فرآیند پیوسته آموزش، تمرین و تجربه به آن دست یافت.

ادامه نوشته

بخش نهم: (راهبری، مادرزاد یا اکتسابی؟)

در بخش های پیشین درباره ی ساختار مناسب برای پرداختن به ورزش کوه نوردی و همچنین درباره ی شیوه ی مناسب برای هدایت تیم کوه نوردی، بررسیهایی صورت گرفت و به این نتیجه رسیدیم که برای پیشبرد برنامه های تیم، وجود راهبر مورد قبول و منتخب اعضای تیم ضروری است. حال باید دید راهبری، ظرفیتی سرشتی و مادرزاد است یا مهارتی آموختنی و اکتسابی.

ادامه نوشته

زنجیره ی مباحث سرپرستی: بخش هشتم: فرمانده، مدیر یا راهبر؟

پیشنهاد می کنم، قبل از خواندن قسمت هشتم این مقاله، قسمت های اول تا هفتم را در این صفحه مطالعه فرمایید. تاکنون ساختار های عمده مورد استفاده در کوه نوردی را بطور خلاصه بررسی کرده ایم. بدیهی است که هدایت هر تشکل کوه نوردی با ساختار حاکم بر آن باید متناسب باشد. بنابراین برای سه ساختار عمده ی مورد بحث (نظامی ـ گروهی ـ تیمی) سه نوع مدیریت و سه روش هدایت وجود دارد. بدیهی است اگر به این نتیجه برسیم که برای صعود، نیاز به یک جوخه ی نظامی داریم، برای هدایت برنامه هم نیاز به یک «فرمانده» خواهیم داشت. البته اگر بپذیریم که کوه نوردی یک فعالیت ورزشی است، طبعاً شیوه ی فرماندهی نمی تواند روش مناسبی برای هدایت این فعالیت باشد. البته برای این قاعده، یک اسثنا هست که در نوشتار های آینده به آن اشاره خواهد شد.

ادامه نوشته

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش هفتم: تیم کوه نوردی)

(قسمت های  اول، دوم، سوم، چهارم ، پنجم، ششم) در دو نوشتار پیش، درباره ی ساختار گروه کوه نوردی بحث کردیم. در این بخش به بررسی "تیم" می پردازیم. در یک نگرش کلی، باید گفت که " تیم" همه ویژگی های "گروه" را دارد. اما علاوه بر آن اختصاصاتی دارد که گروه فاقد آن است. تیمها معمولا کوچکتر از گروهها هستند، عمر آنها درازتر است و اعضای آنها با طرح و نقشه ی قبلی ـ بصورتی که ظرفیتها و مهارتهایشان کامل کننده یکدیگر باشند - انتخاب می شوند.

ادامه نوشته

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش ششم: گروه کوه نوردی - 2)

بهتر است قبل از مطالعه بخش ششم، قسمت های  اول، دوم، سوم، چهارم و پنجم این مقاله را بخوانید. در مبحث پیشین، موضوعاتی همچون ویژگیهای گروه، عوامل موثر بر کارکرد آن، اهداف و هنجارهای گروه، همبستگی گروهی و راهبری گروه مورد بررسی قرار گرفت. در این بخش، مراحل رشد گروه و عوامل موفقیت آن را مرور می کنیم.

ادامه نوشته

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش پنجم: گروه کوه نوردی - 1)

بهتر است قبل از مطالعه این بخش، قسمت های اول، دوم، سوم و چهارم این مقاله را بخوانید. در نوشتار پیشین، رویکردهای نظامی، گروهی و تیمی را بررسی کردیم. از آنجایی که رویکرد نظامی تناسبی با فعالیتهای ورزشی ندارد، ساختار مناسب برای کوه نوردی را باید میان دو گزینه ی «گروه» و «تیم» جست. موضوع این بخش، رویکرد گروهی به کوه نوردی است.

ادامه نوشته

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش چهارم: جوخه، گروه یا تیم؟)

در ابتدا بهتراست قبل از مطالعه این قسمت، بخش های اول، دوم و سوم را بخوانید. در بخش پیشین، نگرش خود را به ورزش کوه نوردی بررسی کردیم و پذیرفتیم که مباحث راهبری برای کسانی واجد اهمیت است که به کوه نوردی گروهی باور دارند. حال باید دید چارچوب مناسب و ساختار متناسب برای کوه نوردی گروهی کدام است؟ مهمترین چالش در روند تعیین سازوکار راهبری، تعیین ساختار مناسب برای این ورزش است.

ادامه نوشته

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش سوم: کوه نوردی، فردی یا گروهی؟)

پیشنهاد میکنیم، قبل از پرداختن به این بخش، قسمت های اول و دوم را مطالعه نمایید. در نوشتار پیشین، رویکردهای گوناگون به کوه نوردی مورد بررسی قرار گرفت و قرار شد که چارچوب پذیرفته ی ما برای بحث در مورد راهبری (سرپرستی)، کوه نوردی به عنوان یک "رشته ی ورزشی" باشد، نه چیز دیگر! یادآوری می کنم که این تلّقی به معنی نفی کوه نوردی به عنوان تفریح، شغل یا هدف زندگی نیست، گرچه شخصا به دلایلی با نان خوردن از کوه نوردی مخالفم. تکرار می کنم که مباحث راهبری، تنها به درد کسانی می خورد که کوه نوردی، رشته ی ورزشی آنهاست.

ادامه نوشته

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش دوم: کوه نوردی، ورزش یا ...؟)

پیشنهاد میکنیم قبل از خواندن این مطلب، بخش اول آن را مطالعه فرمایید. تردیدی نیست که نمی توان موضوع راهبری (سرپرستی) را همچون جزیره ای، از اقیانوس کوه نوردی جدا کرد و به تحلیل آن نشست. اگر هدفمان بررسی درست و دقیق این مبحث باشد، نخست دست یابی به درکی مشترک از کلیات فعالیتی به نام "کوه نوردی" الزامی است. همه روزه افراد بی شماری به کوهستان می روند و بسیاری از آنان نام "کوه نورد" بر پیشانی دارند، ولی چند درصد آنان واقعا کوه نوردند؟ به این پرسش نمی توان پاسخ داد مگر اینکه پیش تر "کوه نوردی" را برای خود تعریف کرده باشیم.

ادامه نوشته

زنجیره ی مباحث سرپرستی (بخش یکم: پیش گفتار)

مربی کیست؟ دکتر ابولفضل جوادیکوه نوردی در کشور ما بدل به یک فعالیت مخاطره آمیز شده است. میزان سوانح کوه نوردی در مقایسه با عرف جهانی، روز به روز بیشتر می شود. نا متناسب بودن سوانح با سطح فنی برنامه ها نیز جای اندیشه ی بسیار دارد. به این معنی که گاه برنامه هایی که قاعدتا باید کمترین میزان ریسک را داشته باشد، به فاجعه می انجامد. این وضعیت، یک رکورد تاسف بار است که اگر آن را تحلیل کنیم. دلایل بسیاری برای آن خواهیم یافت.

ادامه نوشته